|
|
|
بسمه تعالي اهميت عزاداري
تاريخچه روضه خواني سؤال: در مورد تاريخچه روضه خواني و اينكه چرا اصلاً به اين نام مصطلح شده است، توضيحاتي بيان فرماييد؟ جواب: شعر خواندن و گرياندن بر مصائب اهل بيت (ع) از زمان خود معصومين (ع) و به تشويق خود حضرات بوده است. اما چرا حالا به اين نام روضه مشهور شده است، بر مي گردد به سال 900، قبل اين سال افرادي كه به اين كار مشغول بودند اسم مخصوص نداشتند، تا عصر فاضل متبحر ملاحسين كاشفي (ره) كه روضة الشهداء را تأليف نمود. مردم در مجالس مصيبت از آن كتاب مي خواندند و چون كتاب داراي اغلاق سختي بود هر كس از عهده خواندن آن بر نمي آمد. بلكه اشخاص مخصوصي بودند كه آن كتاب را آموخته و در مجالس عزاداري مي خواندند. به همين دليل ايشان معروف به روضه خوان يعني خواننده كتاب روضه الشهداء شدند. كه كم كم كار آنها بالا گرفت و مطالب ديگر از اشعار و مواعظ نيز بيان مي نمودند.
اهميت برپايي مجالس ائمه اطهار (ع) سؤال: چرا ما بايد مجالس اهل بيت (ع) را بر پا نماييم و چرا پيشوايان دين از زمان پيغمبر اکرم و ائمه اطهار (ع) دستور اكيد داده اند كه بايد اين مجالس را تشكيل دهيد و نام حسين بن علي (ع) را زنده نگه داريد و بايد مصيبت امام حسين (ع) را زنده نگه داريد؟ جواب: امام خميني (ره) در اين رابطه مي فرمايند: مجلس عزا تنها نه براي اين است كه گريه بکنند براي سيدالشهداء (ع) و اجر ببرند. البته اين هم هست ... بلکه مهم، آن جنبه سياسي است كه ائمه ما در صدر اسلام نقشه اش را كشيده اند كه تا آخر باشد. و آن، اين اجتماع تحت يك بيرق است و هيچ چيز نمي تواند اين را به مقداري كه عزاي حضرت سيد الشهداء (ع) در او تأثير دارد، تأثير بكند. استاد شهيد مطهري (ره) در اين رابطه مي فرمايند: چون حسين (ع) نمونه عملي قيامهاي اصلاحي است، ائمه اطهار خواسته اند مكتب حسين (ع) زنده بماند. خواستند « الموت اولي من ركوب العار: مرگ از زندگي ننگين بهتر است. » براي هميشه زنده بمانند. آيت الله مكارم شيرازي در اين رابطه مي فرمايند: مسأله عزاداري حضرت سيدا الشهداء (ع) در هر زمان و هر مکان از افضل قربات و مايه تقويت روح ايمان و شهامت اسلامي و ايثار و فداکاري و شجاعت در مسلمين است. در نتيجه با نگاهي بر گوشه اي از آثار عزاداري براي حضرت سيدالشهداء(ع) ميتوان پي برد كه چرا پيشوايان دين سفارش به تشكيل اين مجالس كرده اند و از طرفي هم، مي توان علل دشمني كوردلان و تنگ نظران با اين مجالس و هيئتها را فهميد. همان طور كه طرفداران جامعه مدني غربي يكي از موانع عمده تحقق اين نوع جامعه را در نظام جمهوري اسلامي، وجود هيئتهاي مذهبي ميدانند. چرا كه مكتب حسين (ع) مكتب عزت و شجاعت و افتخار است و اين مكتب با مکاتب ذلت پذير غرب سازگار نمي باشد.
اهميت دستجات عزاداري سؤال: لطفاً در مورد اهميت دستجات عزاداري و احکام آن كمي صحبت بفرماييد؟ جواب: حضرت امام (ره) حيات اين ملت را در گرو حفظ اين مجالس مي دانستند و حرکت دستجات عزاداري را مسأله حياتي بيان مي نمودند و مي فرمودند: حيات اين ملت به همين روضه خواني به همين اجتماعات، به همين دستجات است. و مقام معظم رهبري (دام ظله العالي) نيز به راه انداختن دسته هاي عزاداري را بزرگترين عمل مي دانند كه بوسيله آن انسان به خدا مي تواند نزديك شود و نيز مي فرمايند: به راه انداختن دسته هاي عزاداري و شرکت در امثال اين مراسم امر بسيار پسنديده و مطلوبي است. ولي بايد از هر عملي كه باعث اذيت ديگران مي شود و يا في نفسه از نظر شرعي حرام است، پرهيز كرد. و نيز آيت الله العظمي نائيني (ره) در اين باره مي فرمودند: اين بيرون آمدن دسته هاي سينه زني، بهترين مظاهر اقامه تعزيه حسين (ع) و نيكوترين وسيله است براي تبليغ دعوت حسيني به نواحي دور و نزديك.
سوال 2- در مورد اهميت محبت داشتن به اهل بيت(ع) مطالبي را بيان فرماييد! بله به صورت مختصر تنها بنده اشاره مي نمايم. و عزيزاني كه بيشتر در اين رابطه ميخواهند بدانند به کتب ديگر بايد رجوع کنند. الف ) ثابت قدم ترين مردم بر روي صراط: قال الرسول الله (ع) : اثبتكم قدما علي الصراط، اشد كم حبا لاهل بيتي ثابت قدم ترين شما بر صراط كسي است كه از همه بيشتر به خاندان من محبت داشته باشد. ب) اساس اسلام: الامام الصاق (ع) لكل شي اساس، و اساس الاسلام حبنا اهل البيت هر چيزي اساسي دارد و اساس اسلام محبت ما خاندان (پيامبر (ع) ) است. ج) داستاني از لسان استاد اخلاق حاج آقا مجتهدي: نظام رشتي (ره) را در خواب ديدند از احوال ايشان پرسيدند، ايشان فرمودند: شكر خدا را، كه در پناه حسينم عالم از اين خوبتر پناه ندارد بعد پرسيدند در آن عالم چه چيز به درد ما مي خورد ، ايشان فرمودند : دو چيز 1- تقوي ،2- امام حسين (ع) حضرت حاج آقاي مجتهدي مي فرمودند: كه آيت الله العظمي سيد احمد خوانساري (ره) در موقع ارتحال فرموند: از دنيا مي روم در حالي كه دستم خالي است، ولي به يك چيز اميدوارم و آن گريه بر امام حسين (ع) است. در نتيجه محبت داشتن به اهل بيت (ع) باعث سعادت دنيا و آخرت خواهد شد كه اين محبت با اظهار محبت همراه خواهد بود كه يكي از مظاهر اظهار محبت به اهل بيت (ع) همين تشكيل مجالس عزا يا مولودي به نام اهل بيت (ع) مي باشد. كه موضوع اين مجموعه هم در مورد همين مجالس مي باشد.
مظلوميّت امام حسين عليه السلام در زمان ستمشاهى رضاخان، روضه خوانى ممنوع بود، پدران ما از مجالس روضه خوانى مخفى ومحرمانه خاطرات جالبى تعريف مى كردند. يكى از بزرگان مى گفت: در قم زيرزمين هاى خانه ها را بهم متّصل كرده بودند و مخفيانه در ساعتى خاص جمع مى شدند و روضه مى خواندند. روزى آيت اللّه خوانسارى در راهرو يكى از زيرزمين ها آنقدر گريه كرد كه غش كرد ومى فرمود: چقدر امام حسين عليه السلام مظلوم است كه ما نمى توانيم حتّى علنى برايش اشك بريزيم!
تعظيم شعائر خداوند توفيق داد چند سال روز عاشورا در كربلا بودم. در آنجا رسم بود در روز عاشورا خيمه هايى بپا مى كردند و غروب عاشورا آتش مى زدند. پرسيدم: آيا اين كار اسراف نيست؟ گفتند: اگر بخواهيم خاطرات وحشى گرى بنى اميه و مظلوميت اباعبداللّه الحسين عليه السلام را به خوبى نمايش دهيم، خرج دارد و اين تعظيم شعائر است.
ارزش گريه بر امام حسين (ع) در احاديثي داريم كه مثلاً اگر كسي بر امام حسين (ع) گريه كند يا بگرياند، ثواب و اجر او بهشت مي باشد. مگر اين گريه چقدر ارزش دارد كه چنين ثواب هايي براي آن ذکر شده است؟ امام راحل (ره) در اين رابطه مي فرمايد: گريه کردن بر شهيد، زنده نگه داشتن نهضت اوست. اينکه در روايت است كه كسي كه گريه مي كند يا بگرياند و يا به صورت گريه دار خودش را بكند، اين جزايش بهشت است، اين نهضت امام حسين (ع) را حفظ مي كند. امام صادق (ع) مي فرمايند: « النفس المهموم لظلمنا تسبيح » كسي كه به خاطر ظلمي كه بر ما روا داشته شده ناراحت و محزون است، نفس كشيدنش ذکر و تسبيح است.
فوائد گريه بر سيّد الشهداء (ع) با مراجعه به روايات كثيره در فضيلت گريه بر آن بزرگوار و كتاب شريف «الخصائص الحسينيّه» مرحوم شوشتري(ره)، بعضي از فوائد آن را بيان مي كنيم: 1- كفّارة گناهان است، كه براي گريه كننده بر حضرتش گناهي باقي نميماند، روايات آن متواتر است. 2- سبب بالا رفتن درجات مي شود، و هيچ رتبه اي بالاتر از رتبة خاتم انبياء و اوصياء او (ع) نمي باشد و گريه كننده با ايشان و در درجة ايشان خواهد بود. 3- صلة حضرت رسول (ص) مي باشد. 4- همراهي با حضرت فاطمة زهرا (ع) است، زيرا آن بي بي هر روز گريه مي كند. 5- و نيز همراهي با حضرت بقية الله (ع) استكه آن حضرت مي فرمايند: «فَلَأَ نْدُبَنَّكَ صَباحاً وَ مَساءً» يعني «هرصبح وشام برايت ناله سرميدهم». 6- اداء حقّ پيغمبر خدا (ص) و ائمّه هدي (ع) مي باشد. 7- گريه نكردن بر امام حسين (ع) جفا به حضرت رسول (ص) مي باشد. 8- اداء مزد رسالت مي باشد كه مودّت ذي القربي است. 9- شايسته صلوات خداوند مي شود، چنانكه در حديثي وارد شده: «اَلا وَ صَلَي اللهُ عَلَي الْباكِينَ عَلَي الْحُسَيْنِ رَحْمَةً وَ شَفَقَةً» (بحارالانوار:44/304) 10- گريه بر امام حسين (ع) فداي ذبح اسماعيل است،كه چون ابراهيم گوسفند را عوض پسرش فدا نمود آرزو كرد كاش پسرش را ذبح كرده بود تا به بالاترين درجات نائل آيد، خداوند قضيه كربلا را به او وحي نمود و او بر آن حضرت گريست، پس وحي شد كه اين جزع را در عوض ذبح اسماعيل قبول كرديم. 11- فرداي قيامت همة چشمها گريان است، مگر چشمي كه بر امام حسين (ع) گريه كرده باشد. 12- مورد شفاعت پيامبر اهل بيت او (ع) قرار گيرد. 13- پيامبر (ص) دست گريه كننده بر حسين(ع) را مي گيرد و از صراط عبور مي دهد. 14- اجر يك قطره اشك بر آن حضرت اين است كه در بهشت جاويدان بماند و پيوسته بر درجات بهشتي او بيفزايند.
عزادارى، احياء خط خون و شهادت زندانى كردن «نور» در حصار شب، شيوه كهن ستمگران حاكم، در برخورد و مقابله با «حق» بوده است. خط فكرى و سياسى امامان شيعه، از همين رو همواره از سوى قدرتها، مورد تضييق و محدود يت و انزواى تحميلى قرار گرفته بود. طبيعى است كه در چنان شرايط، نوشتن و گفتن و سرودن و نشر تفكر و راه و خط آنان، از اسلوبهاى مؤثر شيعه به حساب مىآمد و پيروان حق، با زبان و قلم و شعر و مرثيه و اشك و عزادارى، در «احياء امر ائمه» و زنده نگهداشتن حماسهها و بيان فضايلشان تلاش مىكردند. در آن عصر خفقان، طرح «خط امامان» ، نوعى مبارزه سياسى اجتماعى بود و خطرها در پى داشت. جلسات انس و ديدار شيعيان، وسيلهاى براى الهام گيرى و يافتن محورهاى «وحدت مكتبى» به حساب مىآمد و شعر و مرثيه و نوحه و گريستن و عزادارى بر شهيدان كربلا و سيد الشهدا و مظلوميت اهل بيت عليهم السلام در آن عصر «نتوانستن» ها، ابعادى از مسأله زنده نگهداشتن مشعل حق و دعوت به «نور» و «ايمان» بود. سرودههاى موضع دار شاعران شيعى در آنچه كه به اهل بيت مربوط مى شد، به طور عمده دو محور اساسى داشت: مدايح و مراثى. استفاده از مدح و مرثيه، همواره به عنوان اهرمى در دفاع از حق و مبارزه با حكومتهاى جور، مورد استفاده قرار مىگرفت. برپايى مراسم سوگوارى براى ائمه و احياى خاطره شكوهمند و الهام بخش حيات و جهاد و شهادتشان، همواره در تاريخ، حركت آفرين و بيدارگر بوده است. سنت شعر گفتن و مرثيه خواندن و گريستن و گرياندن در مجالس سوگ اهل بيت نيز، مورد تشويق و دستور امامان بود، چرا كه عزادارى، رساندن صداى مظلوميت آل على به گوش مسلمانان بود و رسالتى عظيم داشت. اقامه مجالس به ياد آنان، بيان رنجهاى جانكاه پيشوايان حق و خون دلهاى ائمه عدل، فاش ساختن و آشكار كردن ناله مظلومانه آنان در هياهوى پرفريب اغواگران بود و عزادارى براى شهيد، انتقال فرهنگ شهادت به نسلهاى آينده تلقى مىشد... و اين خط همچنان ادامه يافت، تا اكنون. در اينگونه مجالس، احساس و عاطفه، به كمك شعورمىآيد و مكتب عاشورا زنده مىماند و اشك، زبان گوياى احساسهاى عميق يك انسان متعهد و پاى بند به خط حسينى و كربلايى است.اشك، دليل عشق است و نشانه پيوند. اشك، زبان دل است و شاهد شوق. دلى كه به حسين عليه السلام و اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم عشق دارد، بى شك در سوگ آنان مىگريد و با اين گريه، مهر و علاقه درونى خود را نشان مىدهد و گريه بر حسين عليه السلام تجديد بيعت با «كربلا» و فرهنگ شهادت است و امضاى راه خونين شهيدان. اشك، خون مىسازد و مجاهد و شهيد مىپرورد. جبهههاى گرم ايران اسلامى در سالهاى «دفاع مقدس» ، گوياترين و زنده ترين سندى است كه نشان مىدهد چگونه عشق عاشورايى و مراسم نوحهخوانى و اشك ريختن بر سالار شهيدان، محرم را ماه «پيروزى خون بر شمشير» مىسازد و اشك را به سلاحى كارى و مؤثر تبديل مىكند. سابقه عزادارى و سوگوارى بر مظلوميت خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بسيار ديرينه است و خود پيامبر و على و فاطمه و...عليهم السلام و فرشتگان و كروبيان و جن و انس بر مظلوميت «آل الله» گريسته و مجالس عزا و گريه بر پا كردهاند. حتى انبياى گذشته هم اشكى ريزان و دلى سوزان و توسل و توجهى به خاندان عصمت و اسوههاى شهادت داشتهاند. شبهه آفرينيهاى كج فهمان يا مغرضان نسبت به مسأله گريستن و عزادارى و توسل و اقامه مراسم و شعائر دينى در سوگ امامان مظلوم و شهيد، جز از بى خبرى آناناز تعاليم اسلام و دستورها و سنتهاى پيامبر اسلام، نشأت نمىگيرد. اين مجموعه چهل حديث كه پيش رو داريد، برخى از احاديث مربوط به اين سنت ارزشمند و سازنده را در بردارد.اميد است كه آشنايى با فرهنگ دينى و عمل به آن، وسيله نجات ما و سبب شفاعت «اهل بيت» از ما در روز قيامت گردد.
قلب و اشك اميرالمؤمنين (ع) در روايتي فرمودند: « چشمي كه گريان نباشد، برکت ندارد. » از روايات بسياري استفاده مي شود كه يكي از علائم قساوت قلب خشكي چشم است و ما بايد در رفع قساوت قلب بكوشيم كه در دعا داريم كه (اللهم اني اعوذبك من عين لاتدمع ....) خدايا پناه مي برم به تو از چشمي كه نمي گريد و اشک آن جاري نمي شود. البته بايد توجه كرد كه هر چشمي كه خشک است، حتماً از قساوت نيست، بلکه علل ديگر مي تواند داشته باشد. در روايات اهل بيت (ع) علل گوناگوني براي قساوت قلب ذکر شده كه به عنوان نمونه به بعضي از آنها اشاره مي شود: 1) زياد سخن گفتن در غير ذکر خدا 2) زياد گناه کردن 3) آرزوي زياد نمودن 4) گوش دادن به لهو 5) شكار نمودن 6) نگاه کردن به بخيل 7) جمع نمودن مال 8) هنگام دفن خويشان، خاك روي آنان ريختن 9) عبادت را ترك نمودن 10) همنشيني با افراد گمراه در دين و ستمگران 11) همنشيني با افراد فرو مايه و پست 12) خنده زياد در مورد جلا دادن قلب و رفع قساوت آن، راههايي از طرف ائمه اطهار (ع) به ما رسيده است. از جمله عبارتند از: 1) به ياد مرگ بودن 2) پند و اندرز 3) تفکر در آيات الهي و قيامت و احوال خويشتن 4) همنشيني با علماء و بهره بردن از آنان 5) معاشرت با افراد ارجمند و اهل فضل 6) گفتگوي علمي 7) اطعام تهيدستان 8) دست بر سر يتيمان كشيدن و مهرباني با آنان 9) ذکر خدا گفتن و ذکر فضايل و مناقب و مصائب اهل بيت (ع) 10) قرائت قرآن 11) استغفار
و السلام علي من التبع الهدي
|